یتیمی تسلیت...
خونابه هاي زخم تو
آب وضوي من
لبخند كوچكي به لبت
آرزوي من
حرفي بزن عزيز دلم غصه ميخورم
اين غصه عقده ايي شده بين گلوي من
ناراحتي ز دست علي؟ پس چرا دگر
پوشانده اي تو صورت خود پيش روي من؟
مردم دگر جواب سلامم نمي دهند
بر باد طعنه رفته همه آرزوي من
پيرم نموده ناله و اشك شبانه ات
ديگر نمانده تار سياهي به موي من
اي ذات آب روح طهارت زلال من
خونابه هاي تو
آب وضوي من...