تبليغاتX
زیارت عاشورا-زیارت عشق
به نام خدا
زیارت عاشورا-زیارت عشق
با انتقال احادیث به هم دل آقا رو شاد کنیم...یا زهرا(س) عجل لولیک الفرج...


  

سال‌هاست که در انتظار دیدن جمالت،...

 چشم انتظاریم...

 به هر گلی  که می‌رسیم، ...

بوی تو را در آن جست و جو می‌کنیم...

 در کوچه پس کوچه‌های عشق...

 به دنبال معشوق می‌گردیم...

 تا شاید نشانی تو بیابیم...

 و بتوانیم گرمای وجودت را...

 با تمام وجودمان حس کنیم...

چه زیباست لحظه‌ی وصال!...

 یا صاحب الزمانعجّل‌الله‌تعالی‌فرجک‌الشریف!...

 قلبم آکنده از عشق به شماست،...

ولی اعمالم، چیز دیگری می‌گویند...

 شنیده‌ام که اندرون قلب مرامی‌بینی...

 و گرچه اعمالم باعث آزردگی خاطر شماست...

ولی عشق به وصال وجود نازنینت،...

 مرا به زندگی و آینده امیدوار می‌کند...


 

در آن نفـس...

 کـه بمـیرم ...

در آرزوی تو باشم ...

بدان امید دهم جان که ...

خاک کوی تو باشم...


 

قلم ناتوان است از حس...

 و نگارش عشقی که خودم هم ...

نمی‌توانم آن را بیان کنم...

مولای من! آن زمان که...

 در جست و جوی شما...

 آواره‌ی کوی و برزن هستم...

 تا نشانی از تو بیابم،...

وقتی به در خیمه می‌رسم،...

متوجّه می‌شوم که من...

نیز مانند آن مرد صابونی،...

غرق در پستی‌هایی هستم...

 که مانع رسیدن به وصال محبوب است....

هنگامی که به درون خود...

 و به فطرت اولیه‌ی خویش که خداوند...

 

درنهاد همه گذاشته مراجعه می‌کنم...

، با چشم دل آثار و برکات شما را...

به خوبی می‌بینم و...

 بارقه‌های امید در وجودم ...

شعله‌ور می‌شود.

بهشـت عـدن...

 اگر خـواهی...

 بیا با ما به میخانه ... 

 که از روی خمت ...

سوزی به حوض...

 کوثر اندازیم...


 

آری، جهت رسیدن به کمال عظمای الهی ...

باید به در خانه رفت....

 باید ...

خانه را پیدا کرد و در مسیر رسیدن،...

 از سختی‌ها و نا ملایمات نترسید... 

 

در بیابان گـر به شـوق کعبه...

 خواهی زد قـدم ...        

سـرزنش‌ها گـر ...

کـند خـار مـغـیلان ...

غـم مخـور...

 




کربلا

در سرم پیچیده باری های­وهوی کربلا

می روم وادی به وادی رو به سوی کربلا

 

می­روم افتان و خیزان، از دل بن­بست­ها

جاده ای پیداکنم تا جست­وجوی کربلا

 

تشنگی می­بارد از ابر سترون، می­روم

تا بنوشم جرعه­آبی از سبوی کربلا

 

ترسم این بیراهه­ها با خویش مشغولم کنند

"بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا"

 

من نمی­دانم کی­ام یا از کجایم، هرچه هست

آب­رو می­آورم از خاک کوی کربلا

 

مانده در گوشم صدای پای "هل من ناصر"ی

می­رود تا حشر در من گفت­وگوی کربلا

 

بغض تاریخم، نباید در خودم ویران شوم

باید آوازی بخوانم با گلوی کربلا

 

در سرم شوری دگر برپاست، شمشیرم کجاست؟

"بر مشامم می­رسد هر لحظه بوی کربلا"


نویسنده : علیرضا | ساعت روز
| لینک ثابت

  

وای اگر یک دم فراموشم کنی

             .....

از بیان صدق خاموشم کنی

             .....

ما قلمهاییم دردست ولی

             .....

کز لب ما میچکد ذکر علی

            .....

ذکر مولایم علی اعجاز کرد

             .....

عقده ها را از زبانم باز کرد

             .....

نام او سر حلقه ی ذکر من است

               .....   

کز فروغ او زبانم روشن است

            .....


نویسنده : علیرضا | ساعت روز
| لینک ثابت