تبليغاتX
زیارت عاشورا-زیارت عشق
به نام خدا
زیارت عاشورا-زیارت عشق
با انتقال احادیث به هم دل آقا رو شاد کنیم...یا زهرا(س) عجل لولیک الفرج...


  نظر تو در مورد اقای هلالی چیه

نویسنده : علیرضا | ساعت روز
| لینک ثابت

  یا حسین

 

تأثيرات شوم موسيقي در وجود انسان(1)

 


 

1-ایجادعدم تعاون وتوازن اعصاب سمپاتیک وپاراسمپاتیک(2)

 

2-كوتاهي عمر(3)

 

3-مرض ماني[manie](نوعي جنون)

 

4-مرض پارانويا[paranoia](نوعي مرض روحي ،كه شخص ادعاهاي بي مورد كرده وخود راشريف تروبالاتر ازهمه مي داند.)

 

5-مرض سيكلوتمي[Cyclotomie](نوعي بيماري رواني كه شخص گاهي مي خنددوگاهي

گرفته وغمگين شده ازخود ترشرويي نشان مي دهد .

)

6-ضعف اعصاب(4)

 

7-اختلات دماغي(اغتشاشات مغزي،هيجانات روحي)

 

(8-تأثيرات قلبي(6)

 

9-واسطه انتحاروخودکشی

10-بیماری فشارخون

11-عامل فحشاء(7)

 

12-تضعيف وتضييع حس شنوايي(سامعه)

 

13- تضعيف وتضييع حس بينايي (باصره)

 

14-هيجان(8)

 

15-سلب اراده وشكست شخصيّت(9)

 

16-سلب غیرت(10)

17-عامل جنایت

18-جلب توجه غیر طبیعی

 

19-ازدست دادن نيروي فكري وامتيا زات بشري(11)

 

20-تضییع نیروی قضاوت

 

21-افسردگي وخمودگي(12)

 

22-تهييج وشهوت(13)

 

23-شكست عمروجوان مرگي(14)

 

24-زنجير بردگي(15)

 

25-كار لغو(16)

 

 

26-اتلاف وقت(17)


 

 

1-برگرفته ازكتاب ((مباني فقهي،رواني موسيقي ازشيخ اعظم انصاري وعلامه محمد تقي جعفري )) به نقل از كتاب ((انسان،غنا،موسيقي))ص.

73

2-براي توضيح وتشريح پزشكي اين مطلب رجوع كنيدبه كتاب اولين دانشگاه واخرين پيامبر،ج15،ص184.

 

3-رجوع كنيد به كتاب مغز متفكر جهان شيعه،ذبيح الله انصاري،بخش عوامل كاهش عمر،ص181-183.

 

4-5-6-اولين دانشگاه وآخرين پيامبر،شهيد دكتر پاكنژاد،ج15،ص182تاص186.

 

7-حديث امام صادق عليه السلام كه بعداً نقل مي شود:الغناءرقيةالزّنا؛غنا وموسيقي حرام انسان را به زنا مي كشاند.

 

8-اولين دانشگاه آخرين پيامبر.ج15،ص192.

 

9-: ((بيشترازهرچه،گوش دادن به تغنيّات،سلب اراده وعزم از انسان مي كند )).(حديث،ص8).

 

10-حديث رسولخدا صلي الله عليه واله كه بعدانقل مي شود:ايّاكم والغناءفانّه ينقص الحياءويزيد في الشهوة... .

 

11-موسيقي ازديدگاه فلسفي ورواني،علامه محمد تقي جعفري،ص64.

 

12-نگاه كنيد به تنبلي وبي پروايي وازرختخواب برخاستن برخي جوانهاي معصوم ومظلوم،وفريب خورده وبي خبري كه معتاد به گوش دادن انواع موسيقي ها وآوازها شده اند وانسان باديدن آنها،به خاطراز دست دادن جواني،وتشخيص ندادن راه از بيراهي،واسير شدن در دام يك مشت نواروسي دي،وبسياري چيزهاي ديگركه گفتني نيست...خواه ناخواه غصّه وغمي بزرگ گلويش را مي فشارد واشك افسوس در چشمش حلقه مي زند كه آخرچرا...!؟

 

13-...ويزيدفي الشهوة... حديث پيامبر صلي الله عليه واله كه بعدا نقل مي شود.

 

14-اولين دانشگاه وآخرين پيامبر،ج15،بخش بازي موسيقي با زمان،ص188.

 

15-اقبال لاهوري:بنده حق،مردآزاد است وبس ملك وآيينش خداداداست بس.

 

16-واذامروّ باللّغومرّوا كراما(فرقان،72)در تفسير اين آيه حديثي از امام رضا عليه السلام نقل شده كه سماع وگوش دادن به تغنيّات از مصاديق لغواست.(وسايل الشيعه،ج17،ص308،حديث22612).

 

17-اولين دانشگاه وآخرين پيامبر،ج15،ص188بخش بازي موسيقي با زمان.


نویسنده : علیرضا | ساعت روز
| لینک ثابت

  
 
چرا اسلام و چرا تشیع؟؟

بسم الله الرحمن الرحیم

مسلم است كه هزار و چهار صد سال پيش انساني بزرگ به نام محمد بن عبد الله در سرزمين حجاز ظاهر شده و ادعا كرده است كه پيامبر خداست و از جانب خداوند براي هدايت مردم مأموريت دارد

در اين مطلب تاريخي هيچ شكي نيست و هيچكس حتي دشمن ترين دشمنان او اصل وجود آن حضرت و اين كه چنين ادعايي داشته را زير سؤال نبرده اند باز مسلم است با وجود اينكه آن حضرت قبل از ادعاي پيامبري در ميان قوم خود به راستگويي و امانتداري معروف بوده است براي اثبات ادعاي خود به اين سابقه خوب خود اكتفا نكرده و بلکه معجزه اي به نام قران ارائه كرده است وهمگان را براي اثبات دروغگوييش به مبارزه طلبيده!! كه اگر در ادعاي من شك داريد همچون قرآن يا حتي سوره يا آيه اي از آن را بياوريد

و ميبينيم كه دشمنان سرسخت او حاضر شدند در جنگهاي سخت با او وارد شوند و جان و مال خود را بدهند ولي مثل سوره اي از قرآن را نياوردند تا ادعاي محمد را به راحتي باطل كنند

پس معلوم مي شود كه نتواستند چنين كنند با آنكه در آن روزگار عرب در اوج سخنوري و فصاحت بيان بود و حتي عده اي از سر سخت ترين آنها به عجز خود اعتراف كردند و اينكه قرآن كلام بشر نمي تواند باشد

پس يقين پيدا مي كنيم كه حضرت محمد ـ كه درود خدا بر او باد ـ فرستاده خداوند بوده است وقرآن كلام خداست كه بر او نازل گشته است.و این حکم قطعی عقل است

حال مي بينيم در اين قرآن آن حضرت به عنوان آخرين پيامبر خدا تا روز قيامت معرفي شده است و اين كه دين اسلام آخرين دين است پس مي فهميم كه ما هم در اين زمان براي رسيدن به سعادت فقط بايد اسلام را انتخاب كرده و با جان ودل بپذيريم و پيروان ساير اديان با وجود دستور صريح خداوند و همچنين وعده پيامبران خود به ظهور حضرت محمد هيچ عذري در نپذيرفتن اسلام ندارند و در واقع خلاف عقل خود عمل مي كنند

حال كه به ياري خداوند و با چراغ عقل به اسلام رسيديم و سر بر آستان او گذاشتيم بايد آن را از زبان معلم بزرگش يعني پيامبر خدا بشناسيم هر چه او گفت بپذیریم و اوامرش را اطاعت کنیم.مهمترین دستور او چه بود؟

مي دانيم و از نظر تاريخي هيچ شكي نيست كه معلم بزرگ اسلام در آخرين سال حيات خود در غدير خم علي بن ابيطالب را ـ كه درود خدا بر او باد ـ به عنوان معلم دوم اسلام و امام و رهبر امت اسلام پس از خود معرفي كرد و فرمود كه اين دستور خداوند است و هركس كه من مولا و رهبر او هستم بعد از من علي مولا و رهبر اوست

و از اينجاست كه به تشيع مي رسيم و ميبينيم كه اسلام يعني تشيع و مسلمان يعني شيعه

حكايت ساير فرقه هاي مدعي مسلماني با وجود اعترافشان به حديث غدير حكايت مسيحيان و يهودياني است كه خود را مؤمن به خدا مي دانند ولي فرمان خدا براي پذيرش اسلام را رد مي كنند

این چنین است که ما به غديرمی رسيم و از خم آن جرعه نوش می گردیم و علي و يازده فرزند او را كه يك به يك، امام بعد از خود را معرفي كرده اند می پذيریم

حال ماييم و دوازدهمين پيشوا كه بنا بر مصالح الهي از نظرها غايب است بايد انتظار بكشيم تا بيايد و آئين محمد را كه ستمگران تاريخ نگذاشتند به ثمر بنشيند برپا دارد

اندكي صبر! سحر نزديك است


 ادامه مطلب
نویسنده : علیرضا | ساعت روز
| لینک ثابت

  
امام شناسی 2:علت نیاز به امام

بسم الله الرحمن الرحیم

علت نیاز به پیامبران چیست؟ و چرا خداوند آنها را به سوی خلایق می فرستد؟

امام صادق علیه السلام در جواب شخصی که چنین سؤالی کرد فرمود:

وقتی که برای ما ثابت شد خالقی داریم متعالی از ما و از همه خلایق و دانستیم که این خالق متعال برتر ازآنست که خلقش بتوانند او را رؤیت کنند و یا لمس کنند تا در نتیجه بتوانند از نزدیک با خدا مباشرت و گفتگو کنند(و مستقیما سخن او را بشنوند) و از طرفی ( با مشاهده آثار حکمت در مخلوقات ) دانستیم خالق ما حکیم است و برای مخلوقاتش مصالح و منافعی مطابق با حکمت خود قرار داده است ( واین مصالح را تنها خودش میداند) و می خواهد که این مصالح و منافع را به گوش خلق برساند، از همه اینها نتیجه میگیریم که حتما باید خداوند سفیرانی به سوی خلق داشته باشد تا امر ونهی او را به آنها برسانند و آنها را نسبت به منافع و مصالحشان از سوی خدا آگاه سازند...و این سفیران الهی همان پیامبران هستند که برگزیدگان خلق خدایند..و از جانب پروردگار حکمت را دریافت کرده به دیگران میرسانند و ما میبینیم که چنین انسانهایی در هر دوره ای آمده و همراه با دلایل روشن(معجزه)رسالت خود را اثبات و حجت را بر مردم تمام کردند

کافی ج1ص168ح1

باید توجه داشت در این حدیث شریف به ضرورت دریافت و تبلیغ دین از سوی پیامبران الهیتوجه شده است که دقیقا با همین دلیل ضرورت نصب امام بعد از پیامبر خاتم اثبات می شود چرا که بعد از آن حضرت آیین جدیدی نخواهد آمد و همه نیازهای بشر برای رسیدن به سعادت باید از طریق اسلام برآورده شود و معلوم است در آن 23 سال پیامبری آن بزرگوار همه احکام برای مردم بیان نشد وهمچنین بسیاری از سوالات و نیازها بعد از آن حضرت پیش آمد پس باید کسانی بعد از آن بزرگوار از جانب خداوند منصوب شوند تا تعالیم قرآن و پیامبر را بدون خطا و اشتباه برای مردم بیان کنند. حدیث زیر با توجه به همین جنبه تبلیغی امام که غیر از جنبه اجرایی و رهبری او در رأس حکومت میباشد ضرورت وجود امام را بعد از رسول الله ثابت می کند:

یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام به ایشان فرمود:

من وقتی با مخالفین شما(سنی ها)بحث میکنم به آنها میگویم: آیا قبول دارید که رسول الله حجت خدا برخلق بود و امر ونهی پروردگار را جز از طریق او نمی توانستیم بدانیم؟میگویند: آری قبول داریم.آنگاه میپرسم: پس از رسول خدا چه کسی حجت خدا بر خلق است و ما را نسبت به اوامر خدا آگاه میسازد.جواب میدهند:بعد از رسول خدا قرآن حجت بر خلق است.میگویم: میبینیم که همه فرقه های مخالف هم حتی کافرانی که قرآن را قبول ندارند برای اثبات مذهب خود به قرآن استدلال میکنند(پس قرآن به تنهایی اختلاف را رفع نمیکند و نمیتواند حجت باشد)بلکه این قرآن حتما باید معلم و مفسری داشته باشد که حرفش برای همگان حجت باشد حالا میپرسم: این معلم چه کسی است؟ میگویند: ابن مسعود یا عمر یا حذیفة(اینها از اصحاب پیامبر بوده اند) میپرسم: آیا اینها همه تفسیر قرآن را می دانستند؟یا نه؟اعتراف میکنند: اینها همه معانی و تفسیر قرآن را نمی دانستند پس من میگویم: جز علی بن ابیطالب کسی را از اصحاب پیامبر سراغ نداریم که ادعا کرده باشد همه تفسیرقرآن را میداند و بعد، در عمل هم هر سؤالی از اوکرده باشند پاسخ گفته باشد. پس من شهادت میدهم علی معلم واقعی قرآن وحجت خدا بعد از رسول الله بود.

امام صادق علیه السلام وقتی سخنان این صحابی را شنید به او فرمود خدا تو را رحمت کند (یعنی استدلال او را تأیید فرمود)

کافی ج1ص168ح2

امام رضا علیه السلام می فرماید: مسلما بدون امامی زنده و شناخته شده حجت خدا بر خلق تمام نمی شود

کافی ج1ص177ح3

امام صادق علیه السلام می فرماید: همیشه در زمین حجت خداوند وجود دارد تا حلال و حرام رابشناساند و مردم را به راه خدا دعوت کند.

ص178ح3

و می فرماید : حتی اگر تنها دو نفر روی زمین باشند یکی از آنها حجت خداست .

ص179ح2

و باز می فرماید: جلال وعظمت خداوند بالاتر از آنست که زمین را بدون امامی عادل واگذارد

ص178ح6

در اینجا سؤالی پیش می آید و آن اینکه: در زمان غیبت امام که آثار و فوائدی چون تعلیم کامل دین به مردم نمی رسد آیا حجت خداوند بر خلق تمام است؟و اساسا غیبت امام چه حکمتی دارد؟

در پاسخ باید گفت : اولا حکمت الهی از نصب امام این بوده که امام در جایگاه واقعی خود درجامعه قرار گیرد و احکام و معارف دین را از جانب خداوند به مردم تعلیم دهد و همچنین آنها را درجامعه اجرا کند تا بشر به سعادت برسد. اما از آنطرف حکمت الهی اقتضا دارد بشر با اختیار خود امام را بپذیرد و فرمانش برد. چرا که دنیا دار امتحان است و کمال و رشد که هدف خلقت است وقتی برای بشر معنا دارد که با اختیار خود آن را کسب کند نه با اجبار خداوند. پس اگر انسان با سوء اختیار خود کار را به جایی برساند که امام برای حفظ جانش و به إذن الهی مجبور شود که از انظار مردم غایب شود این محرومیت از امام تقصیر خود مردم است و نقصی در حکمت الهی نیست.البته این مقصر بودن در مورد مخالفان و دشمنان امام میباشد .چرا که آنهایند که به امام اعتقاد ندارند یا با او دشمنی هم می کنند.

واما در مورد دوستان و شیعیان امام غایب باید گفت: درست است که شخص امام غایب است و از بسیاری از جنبه های وجود آن بزرگوار محرومیم اما تعالیم دینی و احکام الهی که از طریق ائمه قبلی و از خود امام در دوران غیبت صغری به دست ما رسیده است کم نیستند ـ چنانچه خود حضرت ما را به راویان احادیث ارجاع داده اندـ و ما موظفیم به همانها عمل کنیم تا تعالیم کامل و صحیح دین در دوران ظهور به ما برسد.و اگر آن دوران را درک نکردیم به همان مقداری که به ما رسیده است مکلف هستیم و نه بیشتر( لا یکلف الله نفسا إلا وسعها) و به همان مقدار حجت خدا بر ما تمام است.

در مورد حکمت غیبت امام و اینکه به هر حال چرا خداوند که بعد از مدتی طولانی امام را آشکار میکند و او را یاری میدهد تا قیام کند و بر دشمنان غلبه نماید، همان وقت چنین نخواست؟

باید گفت یک جواب کلی و بسیار محکم به این سؤال و سؤالاتی از این قبیل اینست که وقتی ما با عقل و با کمک از تعالیم انبیاء دانستیم که خداوند حکیم است و جهل در ذات او راه ندارد و هرگز کار بی حکمت نمی کند پس باید اعتراف کنیم که همه کارهای او با حکمت است چه ما حکمت آن را بدانیم و چه ندانیم.

اصلا گاهی اوقات حکمت الهی در عدم بیان حکمت است ! تا انسان تسلیم محض پروردگار خود باشد و چون و چرا نکند و از این طریق رشد کند.

در مورد راز اصلی غیبت دقیقا مطلب از این قرار است و در روایات ما زمان آشکار شدن این راز به زمان ظهور حضرت موکول شده است.البته در بعضی روایات حکمتهایی چون امتحان مردم برای صبر و انتظار بیان شده اما راز اصلی مخفی میباشد.

از طرفی باید توجه داشت اصل وجود امام باعث بقای عالم است چه آشکار باشد و چه پنهان:

امام صادق علیه السلام می فرماید: اگر امام نباشد زمین اهل خود را فرو میبرد!.

ص179ح10

امام باقر علیه السلام نیز می فرماید:اگر لحظه ای وجود امام از زمین برداشته شود زمین اهلخود را تکان میدهد چنانچه دریای طوفانی موج می زند!.

باز آن حضرت فرموده است: به برکت وجود امام است که خدا عذاب را از اهل زمین برمیدارد وبه واسطه ائمه است که به بندگانش روزی میدهد و باران را نازل میکند و برکات زمین را بیرون میفرستد

بحار ج23ص19ح14

حضرت حجت ارواحنا فداه در آن نامه معروف به اسحاق بن یعقوب فرمود:

....و اما بهره بردن از وجود من در زمان غیبت همچون بهره بردن از خورشید در پس ابرهاست وهمانا من امان اهل زمین هستم چنانچه ستارگان امان اهل آسمان می باشند. از آنچه که مربوط به شما نیست(مثل حکمتهای پوشیده الهی)سؤال نکنید و دعا برای فرج را زیاد کنید...

بحار ج52ص92

اللهم عجل فرجه بحق محمد و آله الطاهرین


 ادامه مطلب
نویسنده : علیرضا | ساعت روز
| لینک ثابت

  
فقط معصوم میتواند امام باشد

بسم الله الرحمن الرحیم

عصمت امامان علیهم السلام

:امام صادق علیه السلام می فرماید

انبیاء و اوصیاء گناهی مرتکب نمی شوند چرا که آنها معصوم و مطهر هستند

15بحار ج25ص199ح

:امام سجاد علیه السلام می فرماید

شخص امام از ما خاندان پیامبر حتما معصوم است

بحار ج25ص194ح5

معصوم در لغت یعنی باز داشته شده و حفاظت شده

شخصی از هشام بن حکم پرسید اینکه می گویید امام،معصوم است یعنی چه؟هشام گفت:این را از حضرت صادق علیه السلام پرسیدم و حضرت فرمود

معصوم یعنی کسی که به توفیق الهی از تمام محرمات خود داری می کند.خدای تبارک و تعالی می فرماید:و من یعتصم با لله فقد هدی الی صراط مستقیم:هر کس به خدا تمسک جوید پس حقیقتا به راه راست هدایت شده است.

بحار ج25ص194ح6

:امام صادق علیه السلام فرمود

امامت برای کسی که حتی یک گناه انجام دهد شایسته نیست چه گناه کبیره باشد و چه صغیره. حتی اگر از آن گناه توبه کند چنین کسی لایق امامت نیست.پس امام نیست مگر شخص معصوم. و عصمت هم مشخص نمی شود جز از طریق معرفی خداوند به رسولش تا که رسول نیز آن را به مردم اعلام کند و در نتیجه مردم بدانند چه کسی معصوم و امام آنهاست.زیرا که عصمت صفتی ظاهری چون سفیدی و سیاهی نیست[تا با حس درک شود و با عقل هم نمی توان به عصمت کسی پی برد] بلکه عصمت امری نهانی و غیبی است و فقط خداوند دانای به غیب از آن مطلع است [پس تنها خداست [که امام را تعیین و به مردم معرفی می کند ـ از طریق وحی به رسولش ـ

بحار ج25ص200ح7

:امیر المؤمنین سلام الله علیه می فرماید

همانا اطاعت، تنها مخصوص خدا و رسول و اولو الامر می باشد و اطاعت اولو الامر به این خاطر واجب شده است که آنها معصوم و مطهر هستند نه گناه می کنند و نه به گناه امر می کنند

بحار ج25ص200ح11

یعنی نمی شود کسی معصوم نباشد و با اینحال خدا اطاعت او را به طور مطلق واجب کند.یعنی بگوید که هر چه او گفت اطاعت کنید!چرا که گاهی این انسان غیر معصوم ـ هر چه قدر هم که خوب باشد ـ خواسته یا نا خواسته به معصیت خدا امر می کند و اگر اطاعت مطلقه از او واجب باشد معنیش این است که خدا خودش خواسته تا معصیت شود! و این خلاف حکمت خداوند است

به همین دلیل است که می بینیم آنجا که خداوند به اطاعت ازاشخاص غیر معصومی همچون والدین دستور داده است این اطاعت مطلق نیست و برای آن محدوده خاصی معین شده و در جایی است که آنها به معصیت خدا فرمان ندهند.

این قید،کلی است و در مورد اطاعت از همه افراد غیر معصوم همچون والدین،شوهر،علماء، ،متولیان حکومت و... جاری می باشد.چنانچه در روایت است که

لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق

اطاعت از هیچ مخلوقی در معصیت خالق جایز نیست

سؤال:اگر امامان ما معصوم از گناه هستند چرا در دعاهای خود اینهمه از گناهان خود می گویند و اعتراف به گناه می کنند و استغفار می کنند؟؟

مرحوم علامه مجلسی در پاسخ به این سوال چند جواب ذکر می کند

الف : ممکن است در این ادعیه گناه به معنای انجام مکروهات یا ترک مستحبات باشد و حتی چه بسا آن بزرگواران انجام بعضی امور مباح(خوردن،نکاح و...)را نیز با توجه به بلندی شأن و مقامشان برای خود گناه می شمارند.چرا که این اموربا اینکه مباح هستند اما به هر حال از سایر امور و احوالات ایشان همچون عبادت ومناجات پست تر می باشند[ممکن است کسی بگوید که ائمه تمام امور مباح را نیز به قصد قربت و در جهت بندگی خدا انجام می دهند پس چگونه اینها را گناه می شمرند.در جواب می گوییم این درست است که آنها در تمام امور حلال نیز خدا را در نظر دارند چنانچه به ما نیز سفارش فرموده اند تا چنین باشیم و در هر کار مباحی نیت خیری داشته باشیم،ــ مثلا اینکه خوردن را به نیت کسب نیرو برای عبادت انجام دهیم ــ.اما به هر حال باید قبول کرد که این امور مباح ولو با قصد قربت همپایه حالاتی چون [مناجات و نماز و ذکر و.. نیستند

ب : امامان ما علیهم السلام با اینکه با امر خود خداوند به معاشرت با مردم و تعلیم و تربیت و هدایت آنها ـ با همه مشکلات و در گیریهایش ـ می پردازند اما هنگامی که در وقت فراغت از این امور به عبادت و مناجات با خدا می پردازند و آن لذتهای وصف ناشدنی را

می چشندحالات قبلی خود(معاشرت با خلق و...)را که آنها را از مناجات با معبود و محبوبشان باز داشته است برای خود محرومیت می دانند و خود را در آن مقصر می شمارند و به درگاه خدا تضرع می کنند هر چند که آن اموربه امر خود خداوند بوده است.[می توان مثال زد به شاگردی که از محضر استادی بی مانند بهره ها می برد و در مجلس حضوراو لذت فراوان میبرد.حال اگر این استاد شاگرد خود را به ماموریتی بفرستد هر چند که این شاگرد با کمال اطاعت به این ماموریت میرود اما به هر حال چند روزی از محضر استاد محروم می شود و فراق می کشد و وقت بازگشت همینکه دوباره آن لذت و سرور در حضور استاد برایش حاصل می شود چند روز قبل را برای خود محرومیت می بیند و متواضعانه به استاد عرض می کند: افسوس که ما [تقصیر کردیم و از فیض دیدار شما محروم بودیم

ج : از آنجا که فضائل و کمالات و علوم ائمه علیهم اسلام از فضل خدای تعالی می باشد پس آن حضرات وقتی به نفس خود جدای از فضل الهی می نگرند به عجز نفس خود و به فضل خدای خود اعتراف می کنند و اینها را با عباراتی چون خدایا گناه کردم ،تقصیر کردم و...بیان می کنند که در واقع یعنی: خدایا اگر فضل تو نبود گناه می کردم و ...[باید گفت در این که کمالات و علوم و فضائل اهل بیت از فضل خدا به آنهاست شکی نیست اما باید توجه داشت که این فضل خدا بی حکمت و تدبیر نبوده و این چنین نبوده که این بزرگواران مثل دیگران بوده اند و خداوند تصادفا به آنها این امتیازات را داده است!و مثلا اگر این امتیازات نبود آنها برتری ـ که خود با اختیار خود کسب کرده باشند ـ بر دیگران نداشتند!بلکه در روایت است که خداوند قبل از خلقت عالم چون به علم خود می دانست که محمد و علی با اراده خود بهترین بندگان او خواهند شد، از همان ابتدای خلقت آنها را برگزید و کرامتها در حقشان روا داشت... مثلا انوار آنها را اولین مخلوقات خود قرار داد و در عالم ذر برای اعتراف به فضل آنها از سایر خلائق اقرار گرفت و علومی بی شمار به آنها عطا فرمود و ...پس درست است که اهل بیت در مقام مناجات با خالق خود، چیزی را برای خود به حساب نمی آورند و همه را از فضل خدا می دانند اما این دلیل نمی شود که دیگران گمان کنند آن بزرگواران نسبت به بقیه مخلوقات استحقاقی نسبت به این کرامات الهی [نداشته اند و اتفاقی و تصادفی به آنها داده شده و به دیگران داده نشده است

د: از آنجا که امامان علیهم السلام دائما و در هر لحظه در حال ترقی و سیر در درجات معرفت الهی هستند پس در هر درجه و مرحله وقتی به درجه قبلی خود نگاه می کنند آن درجه را پایین می بینند و خود را مقصر می دانند و از آن توبه می کنند و ممکن است این سخن پیامبر صلوات الله علیه که فرمود:«من در هر روز هفتاد مرتبه استغفار می کنم»به این دلیل باشد

ه : ائمه علیهم السلام با اینکه نهایت سعی و توان خود را در عبادت پروردگار به کار می برند با اینحال عبادات خود را لایق مقام عظیم خداوند نمی بینند و گویا طاعات خود را معصیت به حساب می آورند و از آنها استغفار می کنند همانطور که شخص گنهکار از گناهان خود توبه می کند

بحار ج25ص210

این بود پاسخهای علامه مجلسی ــ با توضیحاتی که در قلاب اضافه کردم ــ

می توان پاسخ دیگری اضافه کرد و آن این که اهل بیت بعضی دعاها را برای تعلیم به دیگران فرموده اند

به هر حال به دلیل عقل و روایات معتبر امامان ما معصوم از گناه هستند و آنچه در ادعیه فرموده اند باید به گونه ای توجیه شود که با این اصل مسلم عقلی و نقلی منافات نداشته باشد


 ادامه مطلب
نویسنده : علیرضا | ساعت روز
| لینک ثابت

  

 شیعه شدگان



 ادامه مطلب
نویسنده : علیرضا | ساعت روز
| لینک ثابت

  تنهایی
با با یکی بیاد یکسری به اینجا بزنه مردیم از تنهایی

 

جواب یادتون نره


نویسنده : علیرضا | ساعت روز
| لینک ثابت

  

 

ازامام صادق عليه السلام منقولست كه هر

 

كه چهل صباح اين عهد را بخواند از ياوران

 

قائم ما باشد و اگر پيش از ظهور آن حضرت

 

بميرد خدا او را از قبر بيرون مي آورد

 

كه در خدمت آن حضرت باشد. و حق تعالي

 

به ازاي هر كلمه هزار حسنه او را كرامت فرمايد

 

وهزار گناه از او محو كند...

 و آن عهد اين است:

 

**بسم الله الرّحمن الرّحيم**

 

اَللّهُمَّ رَبَّ النّوُرِ الْعَظيمِ ، وَ رَبَّ الْكُرْسيّ ِالْرَفيعِ ،


 وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ ، وَ مُنْزِلَ الْتَّوْر'يةِ وَ الْاِنْجيلِ


 وَ الْـزَّبُورِ ، وَ رَبَّ الْظّـِلّ ِوَالْـحَرُورِ ، و مُنْزِلَ الْقُرْانِ


 الْعَظيمِ ، وَ رَبَّ الْمَلآئِكَةِ الْمُقَرَّبينَ ، وَ الْاَنْبيآءِ


 وَ الْمُرْسَلينَ ، اَللّهُمَ اِنّي اَسْئَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ ،


 وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الْمُنيرِ ، وَ مُلْكِكَ الْقَديمِ ، يا حَيَُّ


 يا قَيُّومُ ، اَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذي اَشْرَقَتْ بِهِ


 السَّماواتُ وَ الْاَرْضُونَ ، وَ بِاسْمِكَ اَّلذي يَصْلَحُ


 بِهِ الْاَوَّلوُنَ وَ الْاَخِرُونَ ، يا حَيًّا قَبْلَ كُلّ ِحَيّ ٍ،


 و يا حَيًّا بَعْدَ كُلّ ِحَيّ ٍ، وَ يا حَيًّا حينَ لا حَيَّ ،


 يا مُحْيِيَ الْمُوْ تي' وَ مُميتَ الْاَحْياءِ ،


 يا حَــُّّي لا ِالهَ اِلّا اَنْتَ ، اَللّهُمَّ بَلّـِغْ


 مَوْلانَا الْاِمامَ الْهادِيَ الْمَهْدِيَّ الْقآئِمَ بِاَمْرِكَ ،


 صَلَواتُ اللهِ عَلَيْهِ وَ عَلي' ابآئِهِ الْطّاهِرينَ ،


 عَنْ جَميعِ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ في


 مَشارِقِ الْاَرْضِ وَ مَغارِبِها ، سَهْلِها وَ جَبَلِها ،


 وَ بَرّ ‌ِها وَ بَحْرِها ، وَ عَنّي وَ عَنْ والِدَ‌يَّ مِنَ الصَّلَواتِ ،


 زِنَةَ عَرْشِ اللهِ ، وَ مِدادَ كَلِماتِهِ ، وَ ما اَحْصاهُ


 عِلْمُهُ ، وَ اَحاطَ بِهِ كِتابُهُ ، اَللّهُمَّ اِنّي اُجَدِدُّ لَهُ


 في صَبيحَةِ يَْومي هذا وَ ما عِشْتُ مِنْ اَيّامي ،
 

عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَيْعَةً لَهُ في عُنُقي ، لا اَحُولُ عَنْها


 وَ لا اَزوُلُ اَبَداً ، اَللّهُمَّ اجْعَلْني مِنْ اَنْصارِهِ


 وَ اَعْوانِهِ ، وَ الذّابّينَ عَنْهُ ، وَ الْمُسارِعينَ اِلَيْهِ


 في قَضآءِ حَوآئِجِهِ ، الْمُمْتَثِلينَ لِاَوامِرِهِ ،


 وَ الْمُحامينَ عَنْهُ ، وَ السّابِقينَ اِلي اِرادَتِهِ ،


وَ الْمُسْتَشْهَدينَ بَيْنَ يَدَيْهِ ، اَللّهُمَّ اِنْ حالَ بَيْني


 وَ بَيْنَهُ الْمَوْتُ الَّذي جَعَلْتَهُ عَلي عِبادِكَ حَتْماً


 مَقْضيّاً ، فَاخْرِجْني مِنْ قَبْري مُؤْتَزِراً كَفَني ،


 شاهِراً سَيْفي ، مُجَرَّداً قَناتي ،مُلَبّـِياً دَعْوَةَ الْدّاعي


 فِي الْحاضِرِ وَ الْبادي ، اَللّهُمَّ اَرِنيِ الطَّلْعَةَ الَّرشيدَةَ ،


 وَ الْغُرَّةَ الْحَميدَةَ ، وَاكْحُلَ ناظِري بَنَظْرَةٍ مِنّي اِلَيْهِ ،


 وَ عَجّـِلْ فَرَجَهُ ، وَ سَهّـِلْ َخْرَجَهُ ، وَ اَوْسِعْ مَنْهَجَهُ ،


 وَ اسْلُكْ بي مَحَجَّتَهُ ، وَ اَنْفِذْ اَمْرَهُ ، وَ اشْدُدْ اَزرَهُ ،


 وَ اعْمُرِ اللّهُمَّ بِهِ بِلادَكَ ، وَ اَحْيِ بِهِ عِبادَكَ ،


 فَاِنَّكَ قُلْتَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ ، ظَهَرَ الْفَسادُ


 فِي الْبَـرّ ِوَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ اَيْدِي النّاسِ ،


فَاَ ظْهِرِ اللّهُمَّ لَنا وَلِيَّكَ وَ ابْنَ بِنْتِ نَبِيّـِكَ ،


 اَلْمُسَمّي' بِاسْمِ رَسُولِكَ ، حَتّي لا يَظْفَرَ بِشَيْءٍ


 مِنَ الْباطِلِ اِلّا مَزَّقَهُ ، وَ يُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُحِقّـِقَهُ ،


 وَ اجْعَلْهُ اللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلوُمِ عِبادِكَ ،


 وَ ناصِراً لِمَنْ لا يَجِدُ لَهُ ناصِراً غَيْرَكَ ، وَ مُجَدّدِاً


 لِما عُطّـِلَ مِنْ اَحْكامِ كِتابِكَ ، وَ مُشَيّـِداً


 لِما وَرَدَ مِنْ اَعْلامِ دينِكَ ، وَ سُنَنِ نَبِيّـِِكَ


 صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ ، وَ اجْعَلْهُ اللّهُمَّ مِمَّنْ


حَصَّنْتَهُ مِنْ بَاْسِ الْمُعْتَدينَ ، اَللّهُمَّ وَ سُرَّ نَبِيَّكَ


 مُحَمَّداً صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ بِرُؤْيَتِهِ ،


 وَ مَنْ تَبِعَهُ عَلي دَعْوَتِهِ ، وَ ارْحَمِ اسْتِكانَتَنا


 بَعْدَهُ ،اَللّهُمَّ اكْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ


 الْاُمَّةِ بِحُضُورِهِ ، وَ عَجّـِلْ لَنا ظُهُورِهُ ،


 اِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعيداً وَ نَر'يهُ قَريباً ،


 بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.


سپس سه مرتبه دست بر ران راست

 خود مي زني و هر مرتبه مي گويي:


 

اَلْعَجَلَ الْعَجَلَ

 يا مَوْلايَ يا صاحِبَ الزَّمانِ.

 

 

**التماس دعا**

 


نویسنده : علیرضا | ساعت روز
| لینک ثابت

  
سلام.

یک وبلاگ باحال بزای همه بچه های اهل دل

می خوایم در مورد زیارت عاشورا بحث کنیم

هستین


نویسنده : علیرضا | ساعت روز
| لینک ثابت