|
با انتقال احادیث به هم دل آقا رو شاد کنیم...یا زهرا(س) عجل لولیک الفرج...
|
،،،حدیث مستند داری بذار تو کامنتم تا وارد کنم،،،
قال الصادق(ع):
" اذا مات المومن الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمة لا یسدها شیء "
هرگاه مومن دین شناس درگذرد، در اسلام رخنه ای پدید آید که هیچ چیز آن را پر نمی کند.
حضرت علی (ع) :
آن كس كه دستٍ دهندة خود را از بستگانش بازدارد ، تنها يك دست را از آنها گرفته اما دستهاي فراواني را از خويش دور كرده است. × نهج البلاغه×
حضرت علی (ع):
...اگه حدیث معتبر ومستند داری بذاری تو کامنتهام تا وارد کنم...
بِسْمِ اللّهِ الرًّحْمَن ِالرَّحيِمْ
حَديثي حَديثُ أبى،وَ حَديثُ أبى حَديثُ جَدى، وَ حَديثُ جَدّى حَديثُ الْحُسَيْنِ، وَ حَديثُ الْحُسَيْنِ حَديثُ الْحَسَنِ، وَ حَديثُ الْحَسَنِ حَديثُ أميرِالْمُؤْمِنينَ، وَحَديثُ أميرَالْمُؤْمِنينَ حَديثُ رَسُولِ اللهِ (ص)، وَ حَديثُ رَسُولِ اللهِ قَوْلُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
سخن و حديث من همانند سخن پدرم مى باشد، و سخن پدرم همچون سخن جدّم، و سخن جدّم نيز مانند سخن حسين و نيز سخن او با سخن حسن يكى است و سخن حسن همانند سخن اميرالمؤمنين علىّ و كلام او از كلام رسول خدا (ص) مى باشد، كه سخن رسول الله به نقل از سخن خداوند متعال خواهد بود.
مَنْ حَفِظَ مِنْ شيعَتِنا أرْبَعينَ حَديثاً بَعَثَهُ اللهُ يَوْمَ الْقيامَةِ عالِماً فَقيهاً وَلَمْ يُعَذِّبْهُ.
هركس از شيعيان ما چهل حديث را حفظ كند (و به آن ها عمل نمايد)، خداوند او را دانشمندى فقيه در قيامت محشور مى گرداند و عذاب نمى شود.
امام رضا علیه السلام فرمودند:
مَـن فـرّج عن مـومـن فـرّج الله عَن قَلبه یـَوم القیمة
هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى بر طرف نماید
خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد ...
یتیمی تسلیت...
خونابه هاي زخم تو
آب وضوي من
لبخند كوچكي به لبت
آرزوي من
حرفي بزن عزيز دلم غصه ميخورم
اين غصه عقده ايي شده بين گلوي من
ناراحتي ز دست علي؟ پس چرا دگر
پوشانده اي تو صورت خود پيش روي من؟
مردم دگر جواب سلامم نمي دهند
بر باد طعنه رفته همه آرزوي من
پيرم نموده ناله و اشك شبانه ات
ديگر نمانده تار سياهي به موي من
اي ذات آب روح طهارت زلال من
خونابه هاي تو
آب وضوي من...
نیامد، رفتم
پائیز شدفصل بهاری که به من دادند
طی شد تمام روزگاری که به من دادند
خورشید پیشم هست اما من نمی بینم
نفرین به این چشمان تاری که به من دادند
یعقوب نابینای راه یوسفم کرده
این گریه ی بی اختیاری که به من دادند
از بس نیامد که زمان رفتنم آمد
اینگونه سرشد انتظاری که به من دادند
پایان کار "من" به وصل "او" نینجامید
آخر چه شد قول و قراری که به من دادند
ای جاده ها! ای جمعه ها! ای مردم دنیا
کو وعده آن تکسواری که به من دادند
من آرزوی دیدنش را می برم _ شاید ...
... گاهی بیاید تا مزاری که به من دادند
...
کُرسی زمستانی
بازهم - صحبت فرداست قرارِ ما ها
بازهم - خیر ندیدیم از این فردا ها
چقدر پای همین وعده ی تو پیرشدند
جگر "مادر ها " موی سر "بابا ها "
سیزده قرنِ گذشته همه اش فردا بود
پس چه شد آمدنِ آن نفر ِ فردا ها
سیزده قرن، نفسهایِ زمین پرشده از ...
"پسر فاطمه"ها ای "پسر زهرا "ها
سیزده قرن، تو آنجایی و ما اینجائیم
چه کنم راه به آنجا ببرند اینجاها
خُب بگوئید بمیرید اگر قسمت نیست
دیدن یک نفر از ... یک نفر از آقاها
باز کُرسی زمستانی ما گرم نشد
بازهم سرد گذشتند ، شب یلداها
علی اکبر لطیفیان